معنی عریة

معنی عریة

5 بازدید
[ عَ ری یَ ] (ع ص، اِ) خرمابن بی بار. و خرمابن که بار آن خورده باشند. (منتهی الارب). نخلی که آنچه بر آن است خورده باشند. (از اقرب الموارد). || درخت که میوهٔ آن را به محتاجی دهند. (منتهی الارب). نخلی که صاحب آن میوهٔ یک سال آن را به دیگری هبه کند تا میوهٔ آن را بخورد، و آن فعیل به معنی مفعول است و هاء آن بجهت این است که اسم بحساب آید، چون نطیحة و أکیلة، لذا هرگاه آن را صفت نخل قرار دهند هاء را حذف نمایند و نخل عری گویند، چنانکه امرأة قتیل. (از اقرب الموارد). ج، عَرایا. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || آنچه جدا دارند از مساومت وقت فروختن خرمابن. (منتهی الارب). آنچه از نخل وقت فروختن از قیمت گذاری جدا کنند. (از اقرب الموارد). || مکیل. (منتهی الارب). مکتل. (اقرب الموارد). || باد سرد. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
[ عِ رْ یَ ] (ع اِمص) نوع و هیئت برهنگی. (ناظم الاطباء).
[ عُ رْ یَ ] (ع مص) برهنه گردیدن. (از منتهی الارب). کندن لباس خود را. (از اقرب الموارد). عُری. رجوع به عری شود.
[ عُ رْ / عِ رْ یَ ] (ع اِ) جاریة حسنة بالعریة؛ دختر نیکو جای برهنگی از روی و دست و پا. (منتهی الارب).

کلمات هم‌قافیه با «عریة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید