معنی عرکی
5 بازدید
[ عَ رَ کی ی ] (ع اِ) ماهیگیر. (منتهی الارب). صاید ماهی. (از اقرب الموارد). || کشتیبان. (منتهی الارب). ملاح. (از اقرب الموارد). ج، عَرَک، و جمع الجمع عُروک. (اقرب الموارد) (منتهی الارب).[ عَ رَ کی ی ] (اِخ) اسمی است شبیه به نسبت. و آن نام کسی است که از پیامبر (ص) در مورد وضو ساختن با آب دریا استفسار کرد. (از اللباب فی تهذیب الانساب).
کلمات همقافیه با «عرکی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کی» برای سرودن شعر