معنی عرکرک
9 بازدید
[ عَ رَ رَ ] (ع ص) شرم سطبر. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج). || شتر نر قوی درشت. (منتهی الارب). شتر قوی و درشت، و مؤنث آن عرکرکة باشد. (از اقرب الموارد). || مرد تندار و شکیبا. (منتهی الارب) (آنندراج). || شتر که از خراش آرنج، بازویش بریده باشد. (منتهی الارب). شتری که پهلوی او بوسیلهٔ آرنجش خط افتاده و بریده باشد و تا گوشت رسیده باشد. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عرکرک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رک» برای سرودن شعر