معنی عروف
4 بازدید
[ عَ ] (ع ص) مرد دانا و کارشناس و ماهر. (ناظم الاطباء). عارف و دانا. (از اقرب الموارد). || مرد نیک شکیبا. (از منتهی الارب). صبور. (اقرب الموارد). ج، عُرف. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عروف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وف» برای سرودن شعر