معنی عروس دریایی

معنی عروس دریایی

6 بازدید
[ عَ سِ دَرْ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) جانوری است سخت پوست از شاخهٔ بندپاییان و از ردهٔ سخت پوستان و جزو راستهٔ ده پاییان، که دارای شکم نسبةً بزرگی است و انتهای بدنش به یک پرهٔ شنای قوی بنام تلسن ختم میشود. این جانور کاملاً شبیه خرچنگهای دراز رودخانه ای است و بسیار شکیل و زیباست و وجه تسمیه اش نیز بهمین علت است. انبرکهایش بسیار قوی است بطوری که با یک ضربت سریعاً سخت ترین استخوانهای جانورانی را که شکار می کند و یا صدف حیوانات دریایی را قطع می کند و در شنا نیز بسیار سریع حرکت می کند. طول بدنش تا ۵۰ سانتی متر میرسد و وزنش تا ۵ کیلوگرم نیز مشاهده شده است. این جانور گوشتش مورد توجه اروپائیان است و بهمین جهت در دریاهای شمال صید میشود. خرچنگ دریایی. || مِدوز، که نوعی جانور کیسه تن است. (از فرهنگ فارسی معین). رجوع به مِدوز شود. <۵۳۰۶۴۱۰۱۵۸۴۱۰۱>...

کلمات هم‌قافیه با «عروس دریایی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید