معنی عروسکزن
5 بازدید
[ عَ سَ زَ ] (نف مرکب) عروسک زننده. آنکه مباشر «عروسک» و منجنیق باشد. (از آنندراج). آنکه عروسک (منجنیق) را بکار اندازد. رجوع به عروسک شود: عروسک زنانی چو دیوان شموس خجل گشته زآن قلعهٔ چون عروس.نظامی. بر آن شد که رو در حصارش زند عروسک زنان زیر خاکش کند. میرخسرو (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «عروسکزن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر