معنی عروسبری
6 بازدید
[ عَ بَ ] (حامص مرکب) زن گرفتن. ازدواج : شاه جواب داد که مرا عروس بری به کار نیست که من خود عروسان بسیار دارم. (اسکندرنامه نسخهٔ سعید نفیسی).
کلمات همقافیه با «عروسبری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر