معنی عروسانه
7 بازدید
[ عَ نَ / نِ ] (ص نسبی، ق مرکب) مانند عروس. بیوک مانند. (ناظم الاطباء). عروس مانند: خاک را جای عروسی است که دردانه در اوست نونوش عقد عروسانه به بر بربندیم.خاقانی. دگر روز چون آفتاب بلند عروسانه سر برکشید از پرند.نظامی. عروسانه برشد بر آن جلوه گاه پرندی سیه بسته بر گرد ماه.نظامی. بعمدا زیوری بربستش آن ماه عروسانه فرستادش برِ شاه.نظامی.
کلمات همقافیه با «عروسانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر