معنی عروب
7 بازدید
[ عَ ] (ع ص) زن صاحب جمال شوی دوست، یا زن نافرمان، یا عاشق شوی، یا به ستم دوست دارنده شوی را و آشکارکنندهٔ آن، یا زن رخسار خنده. (منتهی الارب). زنی که شوهرش او را دوست دارد، و زنی خنده رو، و زنی که او شوهر خود را دوست دارد. (آنندراج). زن شوی دوست. (دهار). شوهردوست. (نصاب). زن دوست دارنده زوج خود را، و گویند زن عاصی، و گویند زن ضحاکه و بسیارخنده. گویند: خیرالنساء اللعوب العروب. (از اقرب الموارد). ج، عُرُب. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ عَ رْ رو ] (اِخ) نام دو قریه است در ناحیهٔ قدس. و در آنجا دو چشمهٔ عظیم و دو برکه و باغهای باصفایی موجود است. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «عروب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر