معنی عرهوم
7 بازدید
[ عُ ] (ع ص) نازک و نرم از هر چیزی. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || قوی و سخت. (از اقرب الموارد). || (اِ) باران. || درخت گز خشک شده. (منتهی الارب). || عُرجون. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). خوشهٔ خشک خرما. || درخت انگور وقتی که ظاهر شده باشد سر آن. (منتهی الارب). فطر [ فِ / فُ ] و انگور که سر آن آشکار شود. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عرهوم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وم» برای سرودن شعر