معنی عرنین
8 بازدید
[ عِ ] (ع اِ) بینی، یا استخوان درشت آن، یا بن بینی نزدیک ابرو. (منتهی الارب). بن بینی. (مهذب الاسماء). تمام بینی و یا استخوان سخت آن، و یا زیر محل اتصال دو ابرو، یعنی ابتدای بینی که «شمم» در آن قرار دارد. (از اقرب الموارد). گر ناصبی مثل مگسی گردد بگذشت نارد از در عرنینم.ناصرخسرو. || اول و بهترین هر چیزی. (منتهی الارب). اول هر چیزی. (از اقرب الموارد). || سردار و شریف قوم. (منتهی الارب). سید شریف. (اقرب الموارد). ج، عَرانین. (اقرب الموارد) (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «عرنین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر