معنی عرنی
6 بازدید
[ عُ رَ نی ی ] (ص نسبی) نسبت است به عرینةبن نذیربن قسربن عبقربن انماربن أراش، که بطنی است از بجیلة. و آن عده که بنزد رسول خداوند (ص) در مدینه وارد شدند و اقامت در آنجا را نپسندیدند، از این بطن بوده اند. (از اللباب فی تهذیب الانساب). ج، عُرَنیّون. (ناظم الاطباء).[ عُ رَ ] (اِخ) حسن بن عبداللََّه عرنی. محدث بود و از ابن عباس روایت کرده است. و سلمةبن سهیل و حکم بن عتیبة از او روایت کرده اند. (از اللباب فی تهذیب الانساب).[ عُ رَ ] (اِخ) قاسم بن حکم عرنی. قاضی و محدث شهر همدان در قرن دوم هجری. رجوع به قاسم عرنی شود.
کلمات همقافیه با «عرنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر