معنی عرمضة
7 بازدید
[ عَ مَ ضَ ] (ع مص) چغزلاوه برآوردن آب. (از منتهی الارب). دارای طحلب و خزه شدن آب. (از اقرب الموارد). عرماض. رجوع به عرماض شود.[ عَ مَ ضَ ] (ع اِ) یکی عرمض. (منتهی الارب). واحد از عَرمَض. (از اقرب الموارد). رجوع به عرمض شود.
کلمات همقافیه با «عرمضة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضة» برای سرودن شعر