معنی عرمسة
8 بازدید
[ عَ مَ سَ ] (ع مص) استوار گردیدن اندام کسی سپس نرمی و فروهشتگی. (از منتهی الارب). سخت گردیدن بدن پس از سست بودن. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عرمسة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سة» برای سرودن شعر