معنی عرماء
7 بازدید
[ عَ ] (ع ص) مؤنث أعرم. (منتهی الارب (از اقرب الموارد). یعنی سیاه و سپید آمیخته. (ناظم الاطباء). ج، عُرم. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || مار که خجکهای سیاه و سپید داشته باشد. (منتهی الارب). مار رقشاء. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عرماء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر