معنی عرق گرفتن
7 بازدید
[ عَ رَ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) با قرع و انبیق، عطر یا جوهر گیاهی را گرفتن، چنانکه از بیدمشک و کاسنی و شاه تره و غیره. || مرادف عرق چکیدن. (آنندراج): چون عرق گیرد تو گویی سیل در وادیستی چون سبق جوید تو گویی باد در صحراستی. میرمعزی (در تعریف اسب، از آنندراج).
کلمات همقافیه با «عرق گرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر