معنی عرقیه
9 بازدید
[ عَ رَ قی یَ ] (اِ) دستارچه و روپاک ابریشمین. (از برهان). رومال کوچک که به آن عرق پاک کنند. (غیاث اللغات) (آنندراج). دستارچه و روپاک ابریشمین که بدان عرق برچینند. (آنندراج). پارچهٔ کوچکی که بدان عرق از بدن پاک کنند. دستمال و رومال. (ناظم الاطباء): در عرقیه قطرات عرق (؟) شبنم گل بود بروی ورق. میرخسرو (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «عرقیه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر