معنی عرقی

معنی عرقی

10 بازدید
[ عَ رَ ] (ص نسبی) منسوب به عَرَق. رجوع به عرق شود. || در تداول عامه، آنکه معتاد به بسیار عرق خوردن است. (یادداشت مرحوم دهخدا).
[ عَ قی ی ] (ع ص نسبی) منسوب است به عرقوة. (ناظم الاطباء). رجوع به عرقوة شود.
[ عِ قی ی ] (ص نسبی) منسوب است به عِرقة که آن شهرکی است در مشرق طرابلس شام. و جماعتی از بزرگان بدانجا منسوبند. (از اللباب فی تهذیب الانساب) (از معجم البلدان). رجوع به عرقة شود.
[ عِ ] (اِخ) خانواده ای از اهل کنعان که در عرقة ساکن بودند، و عرقة در نزد تل عرقة به شمال طرابلس واقع، که پرستندگان عشتاروت در اینجا بودند. (از قاموس کتاب مقدس).
[ عِ ] (اِخ) لقب احمدبن حمزةبن احمد تنوخی عرقی، مکنی به ابوالحسن است. وی محدث و شافعی مذهب بود و در اسکندریه نزد سلفی حدیث آموخت. تولد او را سال ۴۶۲ هـ . ق. نوشته اند. او در اسکندریه درگذشت و جسد او به مصر حمل شد. (از معجم البلدان).
[ عِ ] (اِخ) لقب احمدبن سلیمان عرقی، مکنی به ابوبکر است. وی محدث بود و از سعیدبن منصور و مهدی بن جعفر و دیگران روایت کرده است. و محمدبن یوسف بن بشر حافظ هروی، از وی روایت کرده است. (از اللباب فی تهذیب الانساب).
[ عِ ] (اِخ) لقب احمدبن محمدبن حارث بن محمدبن عبدالرحمان بن عرق حمصی یحصبی عرقی است، و نسبت به جد دارد. او محدث بود و از پدر روایت دارد و ابوالقاسم طبرانی از او روایت کرده است. (از اللباب فی تهذیب الانساب).
[ عِ ] (اِخ) لقب بشربن نصربن منصور عرقی، مکنی به ابوالقاسم است. وی فقیه شافعی مذهب بود و نسبت او به «عرق» یکی از خادمان سلطان، که برید مصر را به عهده داشت، می باشد. تولد بشر در بغداد بود سپس به مصر رفت و به سال ۳۰۲ هـ . ق. در آنجا درگذشت. (از اللباب فی تهذیب الانساب).
[ عِ ] (اِخ) لقب حسین بن عیسی انصاری خزرجی عرقی، مکنی به ابوالرضا است. وی محدث بود و از یوسف بن یحیی و محمدبن عبده و عبداللََّه بن احمدبن ابی مسلم طرطوسی و محمدبن اسماعیل صائغ و دیگران روایت کرده است. و ابوالحسین بن جمیع و ابوالمفضل محمدبن عبداللََّه بن محمد شیبانی و دیگران از او روایت کرده اند. (از معجم البلدان).
[ عِ ] (اِخ) لقب عروةبن مروان عرقی حرار است. وی محدث و امی بود و از عبیداللََّه بن عمر رقی و موسی بن اعین روایت کرده است. و ایوب بن محمد وزان و خیربن عرفة و یونس بن عبدالاعلی و سعیدبن عثمان تنوخی از او روایت کرده اند. (از معجم البلدان).
[ عِ ] (اِخ) لقب عروةبن مروان جزری عرقی محدث و ساکن شهر عرقة بوده که از عبیداللََّه بن عمر ورقی و موسی بن اعین و دیگران روایت دارد و ایوب بن محمد وزان و دیگران از او روایت کرده اند. (از اللباب فی تهذیب الانساب).
[ عِ ] (اِخ) لقب محمدبن حمزةبن احمد عرقی، مکنی بابوالبرکات است. وی محدث بود و به سال ۴۶۵ هـ . ق. در مصر متولد شد و حدیث را نزد خلعی و ابن ابی داود سلفی، و لغت را نزد ابن قطاع آموخت. او به سال ۵۵۷ هـ . ق. درگذشت. (از معجم البلدان).
[ عِ ] (اِخ) لقب واثلةبن حسن عرقی، مکنی به ابوالفیاض است. وی محدث بود و از کثیربن عبید و عمروبن عثمان حمصی و یحیی بن عثمان روایت کرده است. و طبرانی و عبیداللََّه بن علی جرجانی از او روایت کرده اند. (از معجم البلدان).

کلمات هم‌قافیه با «عرقی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «قی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید