معنی عرقگز
6 بازدید
[ عَ رَ گَ ] (اِ مرکب) در اصطلاح پزشکی، جوشهای کوچکی که بر اثر ترشح زیاد عرق بر سطح پوست عارض میشوند. عرق جوش. (از فرهنگ فارسی معین). - عرق گز شدن؛ بر اثر خوی کردن، بثورات خرد در تن پیدا آمدن.
کلمات همقافیه با «عرقگز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گز» برای سرودن شعر