معنی عرقوتان
9 بازدید
[ عُ قُ وَ ] (ع اِ) تثنیهٔ عرقوة. رجوع به عرقوة شود. || دو چوب بر پهنای دلو نهاده مانند صلیب. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || دو چوب با هم منضم در مابین واسط رحل و مؤخر آن. (منتهی الارب). دو چوب که پیوسته میگردند مابین اواسط رحل و مؤخرة. (از اقرب الموارد). ج، عَراقی. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عرقوتان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر