معنی عرفجة
5 بازدید
[ عَ فَ جَ ] (ع اِ) یکی عرفج. (منتهی الارب). واحد عرفج. (از اقرب الموارد). رجوع به عرفج شود. - لَی العرفجة؛ نوعی از آرمیدن با زنان است. (از منتهی الارب) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء).[ عَ فَ جَ ] (اِخ) ابن شریح. صحابی است. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «عرفجة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جة» برای سرودن شعر