معنی عرفة

معنی عرفة

6 بازدید
[ عَ فَ ] (ع اِ) باد. (منتهی الارب). ریح. (اقرب الموارد). || ریش کف دست. (منتهی الارب). || زخمی است که در سپیدی کف دست پدید آید. (از اقرب الموارد). || (اِمص) اسم است اعتراف را در معنی سؤال. (از منتهی الارب). سؤال عاقلانه. (ناظم الاطباء). اسم است از «اعتراف» بمعنی استخبار. (از اقرب الموارد). عِرْفة. رجوع به عرفة شود.
[ عَ رَ فَ ] (اِخ) روز نهم از ذی الحجة. گویند هذا یوم عرفة (بدون تنوین و بدون ال). (از منتهی الارب). روز نهم ذی حجة، چرا که روز استاده شدن حاجیان است در مقام عرفات. و به سکون ثانی خطا است. عوام هند که یک روز پیشتر شب برات و عیدالفطر و نهم ماه محرم را نیز عرفه گویند خطا است. (غیاث اللغات). - یوم عرفة؛ روز نهم از ذی حجة. (از اقرب الموارد). مَشهود؛ روز عرفه. وَتر و وِتر؛ روز عرفة. (منتهی الارب). || نام جایگاهی است در مکه که آن را «عرفات» نیز گویند. رجوع به عرفات شود.
[ عِ فَ ] (ع مص) شناختن و دانستن بعد از نادانی. (از منتهی الارب). به معانی عِرفان است. (از اقرب الموارد). رجوع به عرفان (مص) شود.
[ عِ فَ ] (ع اِمص) شناخت و شناختن. (منتهی الارب). شناخت و شناسائی. || سؤال. (ناظم الاطباء). اسم است اعتراف بمعنی سؤال را. (منتهی الارب). اسم است از «اعتراف» بمعنی استخبار. (از اقرب الموارد). عَرفَة. رجوع به عَرفَة شود.
[ عُ فَ ] (ع اِ) زمین برآمده و نمایان دراز رویانندهٔ گیاه. (منتهی الارب). زمینی است بالا آمده و بارز و مستطیل شکل که رویاننده است. (از اقرب الموارد). || ریگ تودهٔ بلند و جای بلند. (منتهی الارب). رمل و مکان مرتفع. (از اقرب الموارد). ج، عُرَف. (ناظم الاطباء). || حد فاصل میان دو چیز. (منتهی الارب). حد بین دو شی ء. (از اقرب الموارد). ج، عُرَف، (منتهی الارب) (اقرب الموارد)، اَعراف. (ناظم الاطباء). || (اِخ) سیزده موضع اند: عرفة صارة، عرفةالقبان ، عرفة ساق، عرفةالاملح، عرفة القزوین ، عرفة خجا، عرفة نبات ، عرفة ضربه، عرفة منعج، عرفة الاجبال و غیرذلک. (منتهی الارب). رجوع به هر یک از ترکیبات فوق در ردیف خود شود.
[ عَ رَ فَ ] (اِخ) نام جایگاهی است که در شعر ذی الرمة آمده است. (از معجم البلدان).
[ عَ رَ فَ ] (اِخ) ابن الحارث، مکنی به ابوالحارث. صحابی است. (یادداشت مرحوم دهخدا).

کلمات هم‌قافیه با «عرفة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «فة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید