معنی عرطنیثا
7 بازدید
[ عَ طَ ] (ع اِ) بیخ درخت بخور مریم. (منتهی الارب). اصل و ریشهٔ درخت بخور مریم. (از اقرب الموارد). بیخی است که آنرا به شیرازی چوبک اشنان خوانند. از آب آن دو قطره در بینی چکانند درد دندان را سود دارد. و صاحب مؤید الفضلاء گوید خربزهٔ سرخ که میان او سفید باشد. (برهان قاطع). در بعضی جایگاه عرطنیثا را گلیم شوی میگویند و بعضی جایگاه قلادر گویند. و بعضی بخور مریم گویند. (از ذخیرهٔ خوارزمشاهی). ریشهٔ بخور مریم. (بحر الجواهر). اسم سریانی آذربو است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). آذربو است که به فارسی چوبک نامند. (مخزن الادویه). مزاج را گرم کند و خشک گرداند و او در سه درجه گرم است و بیشتر بیخ او را استعمال کنند. و به لغت یونانی او را تیموس گویند. (از تذکرهٔ ضریر انطاکی). معرب «ارتنیتا»ی آرامی است و آن بخور مریم و گل نگونسار است. (از فرهنگ فارسی معین). || فیلگوش، که گیاهی است. (از فرهنگ فارسی معین). رجوع به فیلگوش شود.
کلمات همقافیه با «عرطنیثا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثا» برای سرودن شعر