معنی عرطسة
7 بازدید
[ عَ طَ سَ ] (ع مص) یک سو شدن و کناره گزیدن از قوم. (منتهی الارب). دور شدن از قوم. (از اقرب الموارد). عَطرزة. و رجوع به عطرزة شود. || ذلیل و نرم گردیدن از جنگ و منازعت قوم. (از منتهی الارب). خوار گشتن از ستیزه و نزاع با قوم. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عرطسة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سة» برای سرودن شعر