معنی عرضنة
4 بازدید
[ عِ رَ نَ ] (ع ص) ناقة. عرضنة؛ شتر ماده یک رویه رونده به نشاط. (منتهی الارب). ناقه ای که عادت دارد با نشاط راه رود. (از اقرب الموارد). ج، عرضنات. (ناظم الاطباء). || (اِمص) هو یمشی العرضنة؛ یعنی از نشاط سرکشی میکند در رفتار. (منتهی الارب). راه رفتن او آنچنان است که در آن نوعی سرکشی، از چابکی وجود دارد. (از اقرب الموارد). || نظرالیه عرضنة؛ أی بمؤخر عینه. (منتهی الارب) (اقرب الموارد)، یعنی بگوشهٔ چشم نگریست به سوی او. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «عرضنة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر