معنی عرضداشت
9 بازدید
[ عَ ] (اِ مرکب) در هندوستان پادشاه زادگان و امرا به جناب عالی، و خردان به خدمت بزرگان نویسند، بمعنی «عرض داشتن» است مثل بازخواست به معنی بازخواستن. و مضاف میباشد به طرف شخص عرض دارنده، یعنی آنچه پیشتر مذکور خواهد شد معروض داشتن فلانی است. و بنابراین اگر مصدر، به معنی مفعول اراده کرده شود نیز موجه می گردد. (از آنندراج). خطابی که شاهزادگان و امرا به پادشاه نویسند. عریضه. (ناظم الاطباء): به عرضداشت نوشتم که خون بنده بریز خطش نمود به قتل لبش ستاند نفس. خواجه کمال خجند (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «عرضداشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر