معنی عرضبیگی
11 بازدید
[ عَ بَ ] (اِ مرکب) کسی که سؤال و حاجات مردم را به عرض پادشاه رساند. (آنندراج) (غیاث اللغات) (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «عرضبیگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر