معنی عرصهگاه
7 بازدید
[ عَ صَ / صِ ] (اِ مرکب) میدانگاه. فراخنای. فضا و ساحت. جای گشاده و با وسعت : هم او عرصه گاهی است شیب و فراز معلق جهانبانش گسترده باز.اسدی.
کلمات همقافیه با «عرصهگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر