معنی عرش بلقیس
7 بازدید
[ عَ شِ بِ ] (اِخ) تخت بلقیس، ملکهٔ سبا، که داستان آن در قرآن کریم مذکور است : نشستم از برش چون عرش بلقیس بجست او چون یکی عفریت هایل. منوچهری.[ عَ شِ بِ ] (اِخ) جایگاهی است در یک روزه راه از ذمار. از آثارش فقط شش ستون رخام باقی مانده و کنار آن آبهای جاری بسیاری یافت شود، و آبگیرهایی دارد که هر کس وارد آنها شود به قول اهالی آنجا غرق شود، و کسی را یارای آن نیست که به آن ستونها برسد. اهالی آن بلاد را عقیده براین است که آن عرش و تخت بلقیس بوده است. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «عرش بلقیس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یس» برای سرودن شعر