معنی عرشیان
8 بازدید
[ عَ ] (اِ مرکب) جمع فارسی عرشی، منسوب به عرش. کنایه از ملائکهٔ مقربین و حاملان عرش باشد. (آنندراج) (برهان). روحانیان. ملائک : عرشیان بانگ و للََّه علی الناس زنند پاسخ از خلق سمعنا و اطعنا شنوند.خاقانی. عرشیان سایهٔ حقش دانند اختران نور مطلقش دانند.خاقانی. تا به دور دولت او گشت شروان خیروان عرشیان فیض روان بر خیروان افشانده اند. خاقانی. ز بند جهان داد خود را خلاص به معشوقی عرشیان گشت خاص.نظامی.
کلمات همقافیه با «عرشیان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر