معنی عرشلوا
6 بازدید
[ عَ لِ ] (ص مرکب) که لوای آن عرش باشد. که لوایی بلند دارد: عقل که دید طلعتش حرز بر او دمید و گفت اینت شه ملک سپه، عرش لوای مملکت. خاقانی.
کلمات همقافیه با «عرشلوا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وا» برای سرودن شعر