معنی عرشجناب
8 بازدید
[ عَ جَ ] (ص مرکب) بلندآستان. که آستانی به بلندی عرش دارد. عنوانی که پس از نام صاحب مقامی آرند توقیر و بزرگداشت او را: تخت زین پایه گشت عرش جناب. طالب کلیم (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «عرشجناب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر