معنی واژه عردة
13 بازدید
[ عَ رَ دَ ] (ع ص) مؤنث عرد. (از اقرب الموارد). سخت سفت. سخت صلب. (از اقرب الموارد). صلابت و قوت. (از معجم البلدان ذیل عردات).[ عُ رَ دَ ] (اِخ) آب جاری غیرمنقطع از آبهای بنی صخرة از طی، و آن بین علاء و تیماء و جفر عنزة است. (از معجم البلدان).[ عَ دَ ] (اِخ) پشته ای است به مطلاء. در اصل آن آبی است از کعب بن عبدبن ابی بکر. (از معجم البلدان).