معنی واژه عرجنة
5 بازدید
[ عَ جَ نَ ] (ع مص) نگار کردن جامه را به نگار عرجون. (منتهی الارب) (آنندراج) (از لسان العرب). صورتهای عرجون در جامه تصویر کردن. (از اقرب الموارد). || زدن کسی را به عرجون. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || آلودن و طلا نمودن به خون یا به زعفران یا خضاب کردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد).