معنی واژه عرجة
6 بازدید
[ عُ جَ ] (ع اِمص) توقف و میل. یقال مالی علیه عرجة، ای توقف. (منتهی الارب). تأخیر. (یادداشت مؤلف). موضع العرج. (اقرب الموارد).[ عَ جَ / عُ جَ ] (ع اِ) مقام و موقف و آنچه بر او ایستاده شود. یقال مالی علیه عرجة و عرجة، ای مقام و موقف. (از اقرب الموارد).[ عَ رِ جَ ] (اِخ) آبی است از آبهای بنی نمیر، از آن عمیربن خصم. (از معجم البلدان).[ عَ جَ ] (اِخ) دهی است به بحرین از آن بنی محارب از بنی عبدالقیس. (از معجم البلدان).