معنی عرج

معنی واژه عرج

7 بازدید
[ عَ رَ ] (ع مص) رسیدن در پای کسی پس لنگیدن. لنگیدن خلقی نه عارضی. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). عرجان. لنگی غیرخلقی. (منتهی الارب). لنگی. (دهار). عَرج. عَرُج. (منتهی الارب). ماأشد عرجه؛ یعنی چه لنگ است او، و لایقال ما أعرجه فی التعجب لأن ماکان لوناً أو خلقةً فی الجسد لایقال منه ماأفعله الا مع «أشدّ». || غروب شدن آفتاب یا میل کردن آن به سوی مغرب. (منتهی الارب). پنهان شدن آفتاب در افق و میل کردن آفتاب به مغرب. (ناظم الاطبا). فروشدن آفتاب. (تاج المصادر بیهقی).
[ عُ ] (ع اِ) کفتار. معرفة ممنوعة الصرف است و آنرا بمنزلهٔ قبیله قرار داده اند. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). عُراج. (منتهی الارب). ضبع.
[ عَ رَ ] (ع اِ) نهر. || وادی بسبب انعراج آن. || (اِمص) بلندی پا و لنگی آن. بلندی پا نسبت به پای دیگر، یا بسبب برخورد چیزی با آن، جمع کردن آن را. (از اقرب الموارد).
[ عِ ] (ع اِ) عَرج. (منتهی الارب). رجوع به عَرج شود.
[ عَ ] (ع اِ) گله ای از شتران مقدار هشتاد عدد یا از هشتاد تا نود یا گلهٔ صد و پنجاه شتر و اندک بالای آن یا از پانصد تا یکهزار. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). ج، اَعراج، عُروج. (آنندراج) (از اقرب الموارد). عِرج. (ناظم الاطباء).
[ عُ ] (ع ص، اِ) جِ اَعرج. (منتهی الارب). || جِ عَرجاء. (منتهی الارب). و رجوع به اَعرج و عَرجاء شود.
[ عَ رَ ] (ع ص) شتر که کمیز کج اندازد. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
[ عَ ] (اِخ) شهری است به یمن. (از منتهی الارب).
[ عَ ] (اِخ) وادیی است به حجاز که نخلستان بسیار دارد. (منتهی الارب).
[ عَ ] (اِخ) موضعی است در بلاد هذیل. (منتهی الارب).
[ عَ ] (اِخ) منزلی است در راه مکه از آن منزل است عبداللََّه بن عمروبن عثمان العرجی شاعر. (منتهی الارب). موضعی است بین مکه و مدینه و عرجی شاعر منسوب بدانجاست.
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید