معنی عرب مستعربه

معنی عرب مستعربه

6 بازدید
[ عَ رَ بِ مُ تَ رِ بَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) بگفتهٔ قلقشندی در صبح الاعشی عرب مستعربه که متعربه هم گویند فرزندان اسماعیل بن ابراهیم اند زیرا زبان اسماعیل عبرانی یا سریانی بود و چون به جرهم وارد شد و با آنها ازدواج کرد او و فرزندانش را مستعرب گفتند. (از صبح الاعشی ج ۱ صص ۳۳۶ -۳۵۸). و صاحب اقرب الموارد آرد: عرب دخیل غیر خالص و آنان باشند که بزبان اسماعیل بن ابراهیم تکلم کنند و آن لغات حجاز و اطراف آن باشد. رجوع به عرب و عربستان و عرب عاربه شود. صاحب العرب قبل الاسلام آرد: عرب مستعربه عبارتند از عدنانیان که ابناء عدنان بن اسماعیل بن ابراهیم اند و ابراهیم نخستین کسی از آنان است که بسرزمین عربستان وارد شد و با فرزندان خود در مکه سکونت گزید و در آنجا رشد کردند و علاوه بر مکه شبه جزیره را نیز از نسل خود پر کردند و آنگاه در واقعهٔ بختنصر، عدنان از بین رفت و فرزندانش با اصحاب و یارانش به حران رفتند و از آنجا به مکه کوچ کردند. (از العرب قبل الاسلام ص ۵۱).

کلمات هم‌قافیه با «عرب مستعربه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «به» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید