معنی عربید
7 بازدید
[ عِ ] (ع ص) آنکه بسیار عربده کند. کثیر العربدة. || آنکه جلیس خود را اذیت کند از مستی. (از اقرب الموارد). ستمکار جلیس خود، وقت مستی. (آنندراج) (منتهی الارب). و رجل عربید و معربد؛ مرد شریر مشاربها. (از اقرب الموارد). بدخوی جنگجوی که شر طلب باشد. و رجوع به عربد و عرابد و معربد شود.
کلمات همقافیه با «عربید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر