معنی عربة
7 بازدید
[ عَ رِ بَ ] (ع ص) خالص از عرب. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || زن بسیار خندنده. (منتهی الارب). عروب از نساء. (از اقرب الموارد). || زن حریص بر بازی و لهو. (منتهی الارب) (آنندراج). || معدهٔ تباه شده. || چاه بسیار آب. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب).[ عَ رَ بَ ] (ع اِ) نهری که آبش سخت تیز رود. || نفس. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج).[ عَ رَ بَ ] (اِخ) دهی است در اول وادی نخله از طرف مکة. (از معجم البلدان). ناحیه ای است نزدیک مدینه، قریش بدانجا اقامت کرد و عرب بدان نسبت داده میشود. (از منتهی الارب).[ عَ رَ بَ ] (اِخ) در اصل نام شهرهای عرب است. || موضعی است به فلسطین. (معجم البلدان).[ ] (اِخ) (به عبری معنی سوخته دارد) وادیی است که از جبل شیخ به خلیج عربه ممتد است طولش ۲۵۰ میل و شامل حوله و بحرالجلیل و بحرالملح یا مرداب میباشد و گاهی این اسم به الغور که فیمابین دریای مرداب و دریای احمر واقع است صدق کند. و در غیر این موضع گاهی اشاره به الغور قصد از شمال دریای مرداب مذکور است اما قسمتی که از شمال دریای مرداب به خلیج عقبه ممتد است. طولش ۱۰۰ میل و عرضش از ۴ -۱۴ میل و ارتفاع دیوارهای آهکی و کلسیه اش بمغرب دشت از ۵۰۰ الی ۱۸۰۰ قدم و ارتفاع کوه هور ۵۰۰۰ قدم و سنگهای طرف شرقی غالباً پورفیری و باسلت میباشد و سطح دشت مرقوم پورفیری و ریگهای از سنگهای مختلفه فراهم آمده پوشیده است. و سبزه و علف کمیاب و حرارت هوایش در غایت شدت میباشد ولی قضیهٔ این که در زمان قدیم رود اردن در عربه جاری بوده است از جمله آراء سخیف و بی اعتباری است. (از قاموس کتاب مقدس).
کلمات همقافیه با «عربة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر