معنی عراق عجم

معنی عراق عجم

10 بازدید
[ عِ قِ عَ جَ ] (اِخ) ایالت جبال را در قرون وسطی غالب اوقات عراق عجم نامیده اند تا با عراق عرب اشتباه نشود. ایالات جبال (عراق عجم) شهرهای بزرگی داشت از قبیل کرمانشاه، همدان و در شمال خاوری آن ری و در جنوب خاوری اصفهان بود. از جمله رودهای این ایالات رود کارون است. نواحی چهارگانهٔ آن عبارت از قرمیسن یا کرمانشاهان، همدان و ری و اصفهان بود. سرزمینی است کوهستانی، پهناور که یونانیان آن را مدیا گفته اند و از باختر به جلگه های بین النهرین و از خاور به کویر بزرگ محدود است و بنام ایالت جبال معروف بوده است. از زمان سلجوقیان این نواحی را عراق عجم گفته اند که با عراق عرب که قسمت سفلای بین النهرین است اشتباه نشود بدان جهت که در نیمهٔ دوم قرن پنجم سلجوقیان بر تمام مغرب ایران تسلط یافتند و همدان را پایتخت خود قرار دادند و استیلای آنها تا بین النهرین گسترش یافت و از مقر خلافت لقب سلطان العراقین به آنها اعطا شد و از آن مستفاد میشود که مقصود از عراق دومی ایالت جبال است که مقر حکومت سلجوقی بوده است و پس از حملهٔ مغول اسم جبال بر این ناحیه دیگر استعمال نشد و چنانکه اشاره شد مهمترین مناطق عراق عجم کرمانشاه که عرب آن را قرمیسن نامیده اند بود و اصفهان و همدان. رجوع به کرمانشاهان و اصفهان و همدان و جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقیه ص ۱۶۲ تا ۲۰۰ شود. حمداللََّه مستوفی در نزهةالقلوب آرد: باب دوم در ذکر ولایت عراق عجم و آن نه تومان است و در او چهل پاره شهر است و اکثر بلادش هوای معتدل دارد. و بعضی به گرمی و بعضی به سردی مایل است. حدودش ولایات آذربایجان و کردستان و خوزستان و فارس و مفاغزه و قومس و به جیلانات پیوسته است. و طولش از سفیدرود تا یزد صد و شصت فرسنگ است، و عرض از جیلانات تا خوزستان صد فرسنگ در گذشته ... بلاد عراق عجم را چهار شهر معتبر بوده است ... و سپس بطور تفصیل به ذکر اوضاع مالیاتی و درآمد و خراج شهرهای مهم عراق عجم پرداخته و هر یک را با ذکر ارقام خاص بیان داشته است. فرید وجدی گوید: عراق عجم عبارت از ولایتی است در وسط بلاد عجم به مساحت ۰۰۰/۳۵۷ کیلومتر مربع و آن قلب بلاد فرس است و شامل شهرهائی مانند همدان، اصفهان و غیره میشود.

کلمات هم‌قافیه با «عراق عجم»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «جم» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید