معنی عراقیة
6 بازدید
[ عِ قی یَ ] (ع ص نسبی) شتران که گیاه باقی مانده را خورند. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب).[ عَ قی یَ ] (اِخ) دهی است از دهستان فراهان بالا بخش فرمهین اراک، واقع در دامنه. سردسیر ۱۸۳ تن سکنه دارد. آب آن از قنات تأمین میشود. محصولاتش غلات و بنشن و پنبه و شغل اهالی زراعت است. از فرمهین بدانجا اتومبیل میرود. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).
کلمات همقافیه با «عراقیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر