معنی عرافی
8 بازدید
[ عَ رْ را ] (حامص) عرّاف بودن.[ عَ رْ را فی ی ] (اِخ) ابوسلیمان عبداللََّه بن محمدبن محمدالعرافی. از شیخ ابالحسن روایت کند و حسن بن زیاد از او روایت دارد. (از اللباب ج ۲ ص ۱۳۰).
کلمات همقافیه با «عرافی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فی» برای سرودن شعر