معنی عرابی
5 بازدید
[ عَ بی ی ] (اِخ) ابن معاویة ابوزمعة الحضرمی گفته شده است کنیت او ابوربیعة است از سلیمان بن زیاد حضرمی و عبداللََّه بن هبیرة السبائی روایت دارد. بخاری در تاریخ این کلمه را به غین معجمه ضبط کرده است لکن دارقطنی گوید این کلمه به عین مهمله است. (از اللباب فی تهذیب الانساب ج ۲ ص ۱۳۰).[ عَ بی ی ] (اِخ) ابوعلی المقدام بن ثهل بن المقدام الکنانی العرابی ثم المصری ولد بعرابه طبی. به سال ۵۱۱ هـ . ق. متولد شد و به مصر سکونت گزید، روایت حدیث میکرد. (معجم البلدان).[ عَ بی ی ] (اِخ) محمدبن عبداللََّه بن احمدبن شعیب بن ابی عرابة العرابی. ساکن مصر بود. وی نیک کردار و مورد قبول عام و خاص بود. در شعبان سال ۳۱۵ هـ . ق. درگذشت. (از اللباب ج ۲ ص ۱۳۰).
کلمات همقافیه با «عرابی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر