معنی عرابة
7 بازدید
[ عَ / عِ بَ ] (ع اِ) فحش. || بدگوئی. (منتهی الارب). || اسم است اعراب را. (آنندراج) (منتهی الارب). || فحش دهنده. (اقرب الموارد). ج، عرابات.[ عَ رْ را بَ ] (اِخ) عرابة طبی از اعمال عکا به ساحل شام است. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «عرابة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر