معنی عذیر
6 بازدید
[ عَ ] (ع اِ) طعام بنا. (منتهی الارب). || مهمانی ختنة. (منتهی الارب) (آنندراج). || طعامی که بعد از هر امر جدیدی بطریق شادمانی سازند و قریبان را بر آن خوانند. || (ص) مرد عذرخواه. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج). || بهانه آرنده. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (از آنندراج). || (اِ) حال که جهت عذرخواهی سازند و بر آن معذور دارند. ج، عُذُر. || (ص) یاری ده. یقال عذیرک من فلان. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عذیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر