معنی عذل
6 بازدید
[ عَ ذَ ] (ع اِمص) سرزنش و ملامت. (از اقرب الموارد). نکوهش. (آنندراج) (منتهی الارب) (تاج المصادر بیهقی). و فی المثل سبق السیفُ العذلَ، و یقال أول من تکلم بذلک ضبةبن ادر حین قتل رجلا فی الشهر الحرام فعذله الناس فقال المثل. (منتهی الارب).[ عَ ] (ع مص) نکوهیدن. (منتهی الارب) (آنندراج). ملامت کردن. (تاج المصادر بیهقی). ملامت کردن کسی را. (از اقرب الموارد).[ عُ ذُ ] (ع ص) روزهای نیک گرم. (از قطرالمحیط) (آنندراج) (منتهی الارب).[ عُ ذْ ذَ ] (ع ص، اِ) جِ عاذل. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به عاذل شود.
کلمات همقافیه با «عذل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذل» برای سرودن شعر