معنی عدل تقدیری
6 بازدید
[ عَ لِ تَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) (اصطلاح نحوی) و خروج اسم از صیغهٔ اصلی خود است و آن دو قسم است: تحقیقی و تقدیری، تحقیقی خروج آن از اصل محقق باشد و دلالت کند بر وی دلیل بدون منع صرف چون ثلث و مثلث که معدول است از ثلثة ثلثة زیرا که چون یافتند اینها را غیرمنصرف پس محتاج شدند به وجود سببین و یافتند در آن وصف و آن بدون سبب دیگر سبب منع صرف نباشد و سبب دیگر در آن موجود نبود پس دانسته شد اینکه در اینها عدل است و دلالت میکند بر او دلیل دیگر سوای منع صرف و آن این است که چون معنی مکرر باشد لفظ هم مکرر باشد و در اینجا معنی مکرر است نه لفظ پس دانسته شد که اصل اینها لفظ مکرر باشد و آن ثلثة ثلثة است. و عدل تقدیری که خروج اسم باشد از اصل مقید، و دلیل نباشد بر وی غیر منع صرف چون عُمَر که معدول است از عامر و چون یافته شد غیرمنصرف و نبود در وی سببی غیرعَلَمیت و آن کفایت نمیکند فقط در سبب منع صرف پس فرض کرده شد خروج او از عامر. (از هدایة فی النحو ضمیمهٔ جامع المقدمات و آنندراج).
کلمات همقافیه با «عدل تقدیری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر