معنی عدلپرور
7 بازدید
[ عَ پَ رْ وَ ] (نف مرکب) پرورندهٔ عدل. مربی عدالت. دادپرور: ز اقبال عدل پرور او جای آن بود کز ننگ زنگ بازرهد یکسر آینه.خاقانی. و نسیم خصائل عدل پرور و شمیم شمایل فضل گستر او جماد و موات را چون دم مسیحا حرکت و حیات آورد. (سندبادنامه ص ۳۴۲).
کلمات همقافیه با «عدلپرور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر