معنی عدلورز
7 بازدید
[ عَ وَ ] (نف مرکب) دادگر. عادل : بر هر دو روی سکهٔ ایام، نام تو خاقان عدل ورز و هنرپرور آمده.خاقانی. عدل ورزا خسروا پیوند عمرت باد عدل کز جهان عدل است و بس کو را مُعَمَّر ساختند. خاقانی.
کلمات همقافیه با «عدلورز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رز» برای سرودن شعر