معنی عداد
6 بازدید
[ عِ ] (ع اِ) همتا. (منتهی الارب) (آنندراج). || حریف. القرن. یقال؛ هو عدادک ای قرنک. || بخشش. || اثری از دیوانگی. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج). || هنگام مرگ. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || بانگ کمان. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج). || (مص) پیدا شدن اثر درد گزندگی از مار بعد از سالی. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج). || (اِ) درد مطلقا. (اقرب الموارد) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «عداد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر